بدون عنوان

این روز ها اخبار بدی از ایران میرسد. فیلمهایی هم که از اونجا میرسه خیلی غم انگیزه. استرسی هم که به ما وارد میشه خیلی زیاده. امروز به سختی تونستیم با ایران تماس بگیریم. نمیدونم. امیدوارم آخر و عاقبت این قضیه ختم به خیر بشه. فعلا انگیزه نوشتن نداریم. تمام فکرمون ایران و مردم ایران.فعلا .... 

سلام به همه دوستان خبر مهم اینکه ما مونترالی شدیم .

  بعد از توقف ۲ هفته ای در ونکور چون یکی از نزدیکان همسرم در مونترال تشریف داشتند تصمیم گرفتیم بیایم و اینجا رو هم از نزدیک ببینیم. تصمیم گیری واقعا سخت بود چون واقعا ونکوور زیبا بود و به نظر شخص من مرودش خونگرم و مهربان بودند همچنین جایی که ما بودیم (نورت ونکوور ) پر از ایرانی بود و هر جا که می رفتیم بیشتر زبان فارسی می شنیدیم. داخل یکی از رویال بانکها  ۷ نفر از کارمندانش ایرانی بودند خلاصه کنم دل کندن ار آنجا برای ما سخت بود ولی خوب مونترال هم جاذبه ها و امتیازات خودش را دارد به طور مثال دریاچه و فروشگاههای بسیار زیبایی دارد و نیز از نظر مالی باید بگم بابت رفتن به کلاس فرانسه به شما ماهی ۵۰۰ دلار پرداخت می کنند همچنین دولت کبک علاوه بر اون چیزی که دولت فدرال می دهد به فرزند کوچک شما کمک مالی می کند. در ضمن اگر قصدادامه تحصیل را داشته باشید باز به شما کمک های زیادی می کند که بیشتر همین موضوع ما را مونترالی کرد .در این باره در پست بعدی توضیحات بیشتری ارائه خواهم کرد.

پوزش و معذرت

من یک تاخیر چند روزه داشتم و دارم. یک مقدار سرم شلوغه که علتش رو بعدا میگم. ببخشید که غیب شدم. به زودی جبران مافات میکنم. تا بعد ........

رسیدن به ونکوور

بعد از رسیدن به ونکوور اول یه ۲۰ دقیقه ای معطل شدیم تا کالسکه رو بگیریم. بعد تابیلو ها رو دنبال کردیم تا رسیدیم به قسمت Immigeration. جالب این بود که در طول این مسیر که حدود 10 دقیقه بود یک مامور یا کارمند فرودگاه رو ندیدیم. بعد که وارد قسمت مهاجرت شدیم اول یک خانم هندی یه به کانادا خوش آمدید گفت و بعد شروع کرد تندتند درباره یک سری سرویس هایی که به مهاجران جدید میدند توضیح داد. یک سری کتابچه و جزوه هم دستش بود که همراه با توضیحاتی که میداد جلوی جاهایی که به محل اسکان ما نزدیک بود علامت میذاشت. بعد از تمام شدن توضیحات رفتیم نشستیم تا به نوبت کارهای مهاجران انجام بشه و نوبت ما برسه.  افسر مهاجرت یک خانم از آسیای شرقی بود.اول برگه های landing و پاسپورت ها رو گرفت و بعد شروع به پرسیدن یک سری سوالات کرد. اول اسم و تاریخ تولد که فکر میکنم میخواست با برگه ها چک کنه. بعد پرسید چقدر پول همراه دارید. ولی اصلا چک نکرد که راست میگیم یا نه. بعد گفت تو لوازمتون کالای تجاری دارید یا نه. ما هم گفتیم نه. بعد آدرس محل اقامت رو گرفت و بعد هم welcome to canada . البته این پروسه (از منتظر شدن برای نوبت تا آخر) حدود یک ساعت طول کشید. نکته جالب هم باجه بغل دستی بود که یک خانواده از چین آمده بودند و اصلا یک کلمه هم انگلیسی بلد نبودند. افسر مهاجرت زنگ زد و یک مترجم آمد و کارشان راه افتاد.

بعد که از اونجا اومدیم دیدیم چمدونهای ما رو هم یک گوشه جمع کردند و دو تا چرخ هم برامون گذاشتند.ولی هر کدوم از چرخها فقط به اندازه یک چمدون جا داشت. ما هم مجبور شدیم یک چرخ بزرگ بگیریم که یک آقایی اونو حمل میکرد. چمدون ها رو گذاشت  تو اون و اومدیم بیرون. داخل بار رو هم اصلا چک نکردند. نمیدونم شانسی بود یا همیشه اینجوریه.اول که خوب فامیلمون اومده بود دنبالمون. ولی چون چمدون ها تو ماشینش جا نمیشدن یک ون گرفتیم. باربر 20 دلار گرفت. ون هم از فرودگاه تا نورت ونکوور (خیابان 4) تاکسیمترش 60 دلار انداخت.

مسیر فرودگاه تا خونه هم که فقط محو قشنگی ونکوور بودیم. تو پست بعدی فیلم و عکس  میزارم.