بالاخره زمستون شروع شد. امسال یک مقدار دیرتر شروع شد ولی بد شروع شد. در عرض ۱۲-۱۳ ساعت حدود ۴۰ سانت برف رو زمین نشست. فعلا هم در حال باریدنه.

فکر کنم شهرداری هم خودش مونده چیکار کنه. هر چی پاک میکنن باز هم  فایده نداره. خودشون میگن هر روز برف روبی یک میلیون دلار  خرج بر میداره. البته فکر کنم مردمو گیر آوردن. بهرحال امروز یاد ایران افتادم. مسیر یک ساعته رو حدود ۲ ساعت تو راه بودم. 

اینجا باید لایه لایه لباس بپوشی. یعنی یک چوری که تو اتوبوس و مترو راحت بتونی از لباس ها کم کنی. چون فضای مترو و اتوبوس عین سونا میمونه. فکر کنم راحت ۳۰ - ۳۵ درجه باشه. حالا فرض کنید با لباسهایی که در سرمای منفی ۱۵ درجه بیرون می پوشید بخواهید یک ساعت تو اتوبوس بشینید.

پی نوشت :

۱- ببخشید که دیر به دیر مینویسم. ولی واقعا نه وقت دارم و نه مطلب.   

۲- من وکیل مهاجرت نیستم. اطلاعات خاصی هم در این زمینه ندارم. از دوستان خواهش میکنم سوالاتی مثل پرونده من با فلان شرایط قبول میشه یا نه از من نپرسن. اطلاعات من درحد همونهایی هست که در پست های اول وبلاگ نوشتم.